جستجوی اين وبلاگ

در حال بارگیری...

سه‌شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۹ ه‍.ش.

سفله پروری‌ در حکومت‌های دیکتاتوری

درویش رنجبر

دیپلمات پیشین

بی‌ خود نیست که لیبرال دمکراسی سکولار مبتنی‌ بر اصول منشور جهانی‌ حقوق بشر امروز مطلوبترین دستاورد بشری در حوزه تنظیم مراودات سیاسی اجتمأعی تلقی‌ می‌‌گردد. بی‌ خود نیست که فوکو یاما با نگارش "پایان تاریخ" به ما گوشزد کرد که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بشریت به دستاوردی تازه رسیده است و آن اینکه با آزمودن نظامات مختلف حکومتی از جمله حکومت نخبگان (فیسوف شاهی‌ افلاطون)، حکومت اشرافی (الیگارشی)، حکومت پدر پادشاهی (پاتریموینال)، حکومت مذهبی‌ (تئوکراسی)، حکومت بی‌ طبقه (پرولتاریا) و سر انجام حکومت نژاد محور (فاشیزم) تنها حکومتی که می‌‌تواند بیشترین عدالت را با کمترین شر تضمین کند همین لیبرال دمکراسی می‌‌باشد.

فوکو یاما با نگارش این اثر بی‌ نظیر پلی‌ زد ما بین لویاتان توماس هابز که در سال ۱۶۵۱ منتشر ساخت و حکومت را شری دانست که از آن گریزی نیست و لیبرال دمکراسی که می‌‌تواند شر این لویاتان را به حد اقل برساند. به زعم فوکو یاما لیبرال دمکراسی قادر است مساوات بیشتری برقرار کند. ضمن موافقت با دیدگاه ایشان باید گفت مساواتی که من به عنوان یک خارجی‌ در آمریکا و در مقابل قاضی دیدم صحت نظر وی را اثبات کرد . در سال ۲۰۰۷ یک ماشین به یک امریکأیی سفید پوست فروختم و چک شخصی‌ او را گرفتم. چک او نقد نشد و من در عین حال اینکه شهروند این کشور نیستم او را به دادگاه کشاندم و وی مجبور شد به دستور قاضی ضرر و زیان من را نیز پرداخت کند.

اندر کم شر بودن نظام لیبرال دمکراسی همین بس که مادر سربازی جان باخته در عراق در مقابل اقامتگاه قشلاقی رئیس جمهوری پیشین آمریکا (جرج بوش) در تکزاس چادر زد و به خونخواهی فرزند خود بر خاست. هیچ "نیروی انتظامی" و قدر قدرتی‌ نمی‌‌توانست خیمه و خرگاه این مادر داغ دیده را به هم بزند. این را مقایسه کنید به دستگیری خانم نوری زاد و خانم تاجزاده در مقابل زندان اوین.

در مذمت رژیم‌های دیکتاتوری، خود محور، استبدادی، فاشیست، توتالیتر و خود کامه بسیار داد سخن در داده اند. از ظلم و جور، از تبعیض، از فساد، از خود سری، از رانت خواری، از ترور فرهیختگان و سر انجام نبود عدالت و مساوات نیز بسیار گفته اند. در این میان مهمترین امری که مغفول مانده است سفله پروری‌ این گونه نظامات می‌‌باشد.

داستان بر کناری متکی‌ عمق سفله پروری‌ حکومت اسلامی (که به دروغ خود را "جمهوری" اسلامی جان می‌‌زند) را عیان می‌‌کند. متکی‌ نمونه سفله‌ای بود که مثل دستمال کاغذی که به بینی‌ می‌‌کشند و در سطل آشغال می‌‌اندازند به زباله دانی‌ انداخته شد

این سفله بدبخت مراتب بندگی خود را در دستگاه ولایت فقیه وقتی‌ ثابت کرد که در حین ماموریت ترکیه ناراضی‌ سیاسی نگون بختی را در جعبه عقب اتومبیل انداخت تا به ایران ببرد و دستمزد خوشخدمتی خود را از دستگاه ظلم و جور بگیرد. هر چند در این ماموریت موفق نشد آن نگون بخت را به دست اجامر وزارت اطلاعات برساند ولی‌ توانست سر سپردگی خود را به اتم و اکمل ثابت کند. پس از آن متکی‌ به درجات بالاتر صعود کرد. معاون امور بین الملل وزیر خارجه (سفله تری به نام ولایتی) شد. وکیل انتصابی جنتی در مجلس گشت و دست آخر مورد محبت بت اعظم (خامنه ایی) قرار گرفت و با ضرب شصت او وزیر خارجه شد.

رژیمهای دیکتاتوری نه تنها شرف و حیثیت انسانی‌ را پیش پای بت بزرگی‌ به نام پیشوا (هیتلر) و در آتش شهوت قدرت افرادی مثل خمینی و خامنه ایی قربانی می‌‌کنند بلکه از خادمین خود موجوداتی می‌‌سازند بسیار سفله. اگر متکی‌ فردی سفله نبود آیا به چنین خفتی تن در می‌‌داد؟

به اهورای ایران سوگند اگر من جای متکی‌ بودم (البته "خدا" نکند من جای او باشم، در مثل مناقشه نیست) پس از دیدار با وزیر خارجه سنگال از تمامی خبرنگاران دعوت می‌‌کردم و با شهامت از حیثیت و شرف خودم دفاع می‌‌کردم و به جهانیان می‌‌گفتم من از حکم بر کناری خودم خبر نداشتم.

بد بخت متکی‌ سفله!!! یواشکی با خفت از سنگال به تهران پرواز می‌‌کند و می‌‌رود زیر لحاف می‌‌خوابد. این است تاثیر تلخ سفله پروری‌ در حکومت‌های دیکتاتوری


۱ نظر:

  1. dorod bar shoma be omid azadi iran az daste hokomate100% araaaaaaaaabi

    پاسخحذف